عبدالله مستوفى

382

شرح زندگانى من ( تاريخ اجتماعى وادراى دوره قاجاريه ) ( فارسى )

سال هزار و سيصد ، بدترين سالهاى اين وضع بود . زيرا بالشويكها هنوز آهن و آتش و ميترايوز و طناب‌دار را ، دربارهء كشاورزان به كار نيانداخته ، و رهبران آنها به همان نطق‌هاى معمولى خود ، اكتفا ميكردند . معلوم است با روحيه‌ايكه كشاورزان پيدا كرده بودند نطق تنها كارى پيش نبرده و كلخوز و ساوخوزها هم هنوز در كار نبود ، گرسنگى و كمى خواربار سهل است ، بقول حاجى شيرازى « قحط الرجال » همه چيز ، چرخ زندگانى اهالى را بالمره لنگ كرده بود . اگرچه بالشويكها ، چون خود مسبب اين اوضاع بودند ، چيزى به روى خويش نمىآوردند ، و مثل امروز جاروجنجال انتشارى ، راجع به پيشرفت خود زياد راه انداخته حتى ، بموجب اخبار بىسيم خود حاضر بودند در كارخانه‌هاى قندى كه هنوز چقندرش كاشته نشده ، و كارخانه‌هايش جز مقدارى آهن بيمصرف ، چيزى نبود ، مجسمه شعرا و وزراى ايران را در اين كارخانه‌ها از قند بريزند . ( ؟ ) و گاهگاه از قندها و پارچه‌هائى كه در دست دوم و سوم ، از يغماى كارخانه‌هاى سابق بدست آورده و ملت خود را با وجود احتياج زياد از آن محروم داشته بودند ، چند صد كيسه قند و چند ده عدلى قماش بايران ميفرستادند . ولى ، حال اسف اشتمال مردم بدبخت روسيه چيزى نبود ، كه مردم دنيا از آن بىخبر باشند . زيرا ، هنوز بالشويكها توانائى منع صادر و وارد تام و تمام اشخاص را بكشور خود ، مثل امروز نداشتند و مسافرين و كنجكاوان خارجى ، با همهء سختىهائى كه نسبت بتماس خود با اهالى ، در حين عبور از خاك روسيه از مأمورين بالشويك ميديدند ، اگر صد يك ديده‌هاى خود را هم منتشر ميكردند ، كافى بود كه حس انسانيت را در ساير ملل بيدار كرده ، جمعيت‌هاى خيريه‌اى براى كمك به قحط زدگان روسيه ، تشكيل شود و اعانه‌هائى جمع‌آورى كرده و براى آنها بفرستند . سردار سپه هم ، در اينوقت بوسيلهء عمليات نظامى ، باندازهء لزوم جاى پاى خود را محكم كرده بود ، كه بفكر آتيهء خود افتاده باشد . البته محبوب بودن نزد همسايهء شمالى هم كه ناگزير مساعدت آن با هر دولت از لوازم كار بشمار مىآمد نظر پيش بين او را جلب مينمود . اين بود كه رياست كميسيون اعانهء قحط زدگان روسيه را به عهده گرفته ، بيانيه‌اى منتشر و مردمان توانا را براى شركت در اين كار خير ، دعوت و مبلغى اعانه جمع آورى كرده ، بتوسط سفارت روسيه براى آنها فرستاد . ولى اين كمك‌ها ، چه از طرف ايران و چه از طرف ساير ملل وجه نقد و نفعى بود ، كه بدولت بلشويك ميرسيد ، و به حالت ملت بدبخت روسيه افاقه‌اى نداشت . بالشويكها ، اگر ميخواستند كمكى به حال افراد كشور روسيه بكنند ، حاجتى به اين اعانه‌ها نداشته و توانائى آنها از همه‌كس براى اين كار خير ، زيادتر بود . طلا و نقره و اثاثيهء طبقهء تواناى روسيه ، كه مردم را به يغماى آنها گماشته ، و بالاخره در دست دوم و سوم ، از يغماگران گرفته ، و ضبط نموده و چيزهاى گران‌بهاى آن را ، در خارجه آب و به پول نزديك كرده